1-ازدواج می تواند راه حل بسیاری از مشکلات رفتاری افراد باشد:ازدواج را به عنوان درمان ضعف های رفتاری و اخلاقی خود نپندارید و حتما سعی کنید قبل از ازدواج آنها را برطرف کنید.
2-ازدواج راهی برای فرار از مشکلات خانه پدری است: ازدواج را راهی برای فرار از مشکلات در نظر نگیرید چون جریانی است برای تکامل و هر نوع تکاملی سختیها و مشکلات خاص خود را دارد.
3-ازدواج می تواند باعث مسئولیت پذیری در فرد گردد
4-اساس ازدواج عشق است:مطمئن باشید برای ازدواج موفق، عشق هرگز کافی نیست.
5-ازدواج راه کسب استقلال است.
6-به خاطر جلب رضایت پدر و مادر واطرافیانم ازدواج می کنم:آگاه باشید که در هر خانوادهای مشکلاتی وجود دارد و شما مسئول همه اشتباهات نیستید؛ ولی بیشک شما مسئول انتخاب خود هستید و خواهید بود، پس با چشم باز انتخاب کنید.
7-به اصرار والدین و به خاطر فشار اطرافیانم ازدواج می کنم: حرف آخر را خودتان بزنید، اگرچه دیگران ممکن است برای انتخاب به شما توصیههایی کنند یا تحت فشارتان بگذارند، اما انتخاب با شماست. بیتردید در صورت عدم موفقیت شما در ازدواجتان، آنها خود را مسئول ازدواج نافرجام شما نمیدانند.
8-دوستی های قبل از ازدواج ، لازمه یک ازدواج موفق است: بهتر است دوستی قبل از ازدواج، به صورت آشنایی قبل از ازدواج و تحت نظر خانوادهها و به صورت خواستگاری رسمی صورت بگیرد تا به جای تبادل احساسی و درگیریهای عاطفی به مسائل منطقی فرآیند شناخت منجر شود.
9-باید با کسی ازدواج کنم که از همه نظر کامل باشد: افرادی که این تفکر را دارند، دنبال یک فرد کامل و تقریبا بیعیب و نقص هستند و به این ترتیب بسیاری از فرصتهای طلایی را از دست میدهند. چون همیشه معایبی برای رد طرف مقابل پیدا خواهند کرد. در حالی که همسر کامل وجود ندارد و اساسا فلسفه ازدواج شروع با حداقل معیارهای لازم و اساسی و تلاش برای رسیدن به حداکثرهای ایدهآل (رشد و نمو) است. احتمال موفقیت و خوشبختی در ازدواجی بیشتر خواهد بود که تجانس و تشابه بین زوجین بیشتر باشد و اگر یکی خیلی برتر از دیگری باشد، دیر یا زود رابطه دچار مشکل میشود.
10-برای ازدواج بایستی امکانات یک زندگی کامل فراهم باشد:گاهی افراد انتظارات کمال گرایانه و غیرواقعی از ازدواج دارند؛ چراکه خوشبختی خود را با تکیه بر کس دیگری تعریف کردهاند. این افراد عموما زمانی که با مشکل مواجه میشوند، به جای برخورد منطقی با مشکل و حل مساله، ناامید و سرخورده میشوند و با خود میگویند چه میخواستیم و چه شد؟!
11-یک ازدواج هر چند نا موفق بهتر از مجرد ماندن است: شانس یکبار در خانه آدم را میزند، ممکن است افراد با اعتقاد به این باور نادرست، در فرآیند تصمیم گیری، تحت فشار الزام درونی «شانس» قرار بگیرند و بدون تحقیق و بررسی یا مشورت و شناخت کافی از طرف مقابل، عجولانه پاسخ مثبت بدهند. چه بسا بعدها شکست و حتی مشکلات زندگی، ناشی از اهمالکاری و بیمهارتی خود را به گردن تقدیر بیاندازند.
12-ازدواج می کنم اگر بد بود طلاق می گیرم
13-اگر تنها با فرد مورد نظر ازدواج کنم خوشبخت می شوم و لاغیر. خوشبختی به خودیخود رخ نمیدهد، بلکه ساخته میشود. به اندازه انتخاب همسر خوب، تلاش در حفظ آن نیز مهم است.
14-پدر و مادرها نباید در تصمیم وانتخاب فرزندشان برای ازدواج دخالت کنند.
15-زن و شوهر بایستی در همه مسایل اتفاق نظر داشته باشند
16-ابتدا ازدواج می کنیم بعد عشق خودش بوجود می آید: وجود جذبه و کشش اولیه، لازمه تصمیم گیری برای ازدواج است و ازدواج بدون علاقه و عشق در دراز مدت دردسرساز است. برخی معتقدند علاقه قبل از ازدواج بیمعنی است و عشق و علاقه باید بعد از ازدواج شکل بگیرد. در این رابطه باید بین علاقه و عشق تفاوت قائل شویم.عشق به معنای علاقه شدید و خواستن بیاندازه، توام با شیفتگی نسبت به طرف مقابل است که به احساسات خوشایندی مانند تعلق، لذت و شعف است که مانع دیدن واقعیت میشود؛ ولی علاقه، نوعی به دل نشستن است که فرد توانایی قضاوت طرف مقابل با امتیازات و ضعفهایش را دارد. بنابراین میتوان گفت، عشق قبل از ازدواج تا اندازه زیادی چالش برانگیز است، اما علاقهمندی مانعی ایجاد نمیکند.
17-همسر ایده ال من تمام خواسته های مرا برآورده خواهد کرد
18-اگر مجذوب و شیفته فردی باشیم ، این به این معنی است که می توانیم زوج بی نظیری باشیم
19-دختر و پسر هر چه بیشتر شبیه هم باشند بعدا کسالت آور می شوند
20- بعد از ازدواج می توانم همسرم را تغییر دهم: برخی افراد به امید تغییر طرف مقابل، وارد رابطه میشوند؛ اما واقعیت این است که مسئله کلیدی در ازدواج، پذیرش دیگری با همه معایب و خوبیهاست که نیازمند انتخاب با چشم باز است. به علاوه هیچ آدمی قدرت تغییر دیگری را بدون خواست او ندارد. به عبارتی میتوان گفت ازدواج انسان سازی نیست؛ بلکه یک انتخاب است.
ارسال نظر